|
مهدی
چراغی
>>
يادداشت
هاي جديد
>>
پست الكترونيك
>>
سايت شخصي
بیوگرافی:
-
>>
اطلاعات بیشتر
بیننده ها
(از 30 اردیبهشت 1387):
|
27 ارديبهشت 1391 |
46 |
|
26 ارديبهشت 1391 |
56 |
|
25 ارديبهشت 1391 |
27 |
|
24 ارديبهشت 1391 |
117 |
|
23 ارديبهشت 1391 |
54 |
|
مجموع |
69,776 |
لينك هاي منتخب:
اخبار سینمای ایران و جهان
پایگاه خبری فیلم کوتاه
سینما فرهنگ
پردیس سینمایی پارک ملت
خانه سینما
ایران تئاتر
خانه تئاتر
فیلم نیوز
پردیس سینمایی آزادی
بانی فیلم
هدایت فیلم
انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران
سایت محمد یعقوبی کارگردان تئاتر
سینمای ما
رضا صائمی منتقد سینما
سایت تئاتر شهر
خبرگزاری سینمای ایران
سیما فیلم
لیست نوشته ها:
نگاهی به فیلم 'سخنرانی پادشاه'، برنده اسکار بهترین فیلم ۲۰۱۱ /
تحلیل فیلم عشق سال های وبا: Love in The time of cholera /
بهرام بیضایی برای همیشه ایران را ترک و به آمریکا مهاجرت کرد... /
قهوه تلخ مهران مدیری /
به زودی در نمایش خانگی
معرفی 10 فیلم برتر اکشن تاریخ سینما /
"بخور دعا کن مهر بورز" یک فیلم آرمانگرا با داستانی غنی و ستودنی /
نگاهی به فیلم " بخور، دعا کن، مهر بورز"
نقد فیلم غارتگران /
فیلمی با داستان ستونی
بهترین فیلم های کمدی قرن 21 معرفی شدند /
نگاهی به فیلم "آغاز" ساخته جدید کریستوفر نولان /
کشف رازهایی از عالم خواب و رویا
دست های تو /
محمدرضا عبدالملکیان
به یاد قیصر امین پور /
حسرت همیشگی
گفتگویی با "مارک والبرگ" /
ترسناک ترین فیلم های تاریخ سینما معرفی شدند /
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت...سرها در گریبان است... /
نیکلاس کیج در "شاگرد جادوگر" درخشید /
به بهانه اکران " شاگرد جادوگر"
گفتوگوی هالیوود ریپورتر با فیلیپ نویس؛کارگردان فیلم "سالت" /
فیلم های برتر "جنگ جهانی دوم" معرفی شد /
نقدی بر کارتون "داستان اسباب بازی 3" / راجر ایبرت /
برترین فیلم های ماورایی تاریخ سینما معرفی شدند /
آنگلس دانلد: رابین هود کاراکتری بیش از یک یاغی بود /
نقد فیلم Restrepo /
نقد فیلم "شوالیه و روز" /
نقد فیلم "گرگ و میش: خسوف" /
نقد فیلم Shutter Islnad (جزیره شاتر) /
نقد فیلم آواتار از راجر ایبرت /
گفتگو با "مایک نیوول" به بهانه اکران "شاهزاده سرزمین پارس" /
نقد فیلمم را بیشتر از فروشش دوست دارم
هالیوود مروج شماره یک مصرف سیگار در جهان /
این "رابین هود"، "رابین هود" واقعی نیست /
به بهانه اکران جهانی،
"آلیس در سرزمین عجایب" همان فیلمی است که انتظارش رادارید /
همزمان با پخش جهانی در سینمای خانگی،
"نامه ای به ژولیت" فیلمی اختصاصی برای دختران است /
از دیدگاه یک منتقد،
هنوز هم اولویت اول زندگی ام سینماست /
"مایکل داگلاس" در گفتگو با هالیوود ریپورتر،
"شاهزاده پارسی" شاهکاری بیش از یک فیلم سینمایی است /
به بهانه اکران جهانی شاهزاده پارسی؛
|
|
تحلیل فیلم عشق سال های وبا: Love in The time of cholera
اقتباس سينمايي از رمان عشق در زمان وبا نوشته گاربريل گارسيا مارکز از همان ابتدا با حساسيت هاي زيادي مواجه بود. اين رمان که در ايران با دو نام عشق سال هاي وبا و عشق در زمان وبا ترجمه شده مشهورترين و محبوب ترين رمان مارکز بعد از صد سال تنهايي است و نسخه سينمايي آن را به نوعي مي توان مهم ترين فيلمي دانست که از آثار مارکز اقتباس شده است. اقتباسي که به رغم رضايت مارکز از حاصل کار، ظاهراً چندان به مذاق هواداران رمان خوش نيامده و سر و صداي آنان را درآورده است. هواداران رمان معتقدند مارکز بايد مانند صد سال تنهايي هيچ گاه اجازه اقتباس از اين رمان را صادر نمي کرد و آن را به دست تهيه کنندگان بي رحم هاليوودي نمي سپرد.
راجر ايبرت:ديگر تعجب نمي کنم که چرا رمان صد سال تنهايي که بهترين رمان گابريل گارسيا مارکز هم هست تا به حال به فيلم تبديل نشده، چراکه با تماشاي نسخه سينمايي عشق در زمان وبا نسبت به امکان اقتباس از آثار مارکز در سينما دچار ترديد شدم. آثار مارکز شايد واقعاً بتوانند در صفحات کاغذ با تکيه بر لحن سرخوش و طناز خود نسبت به مضامين ابزورد، تراژيک و جادويي به حيات خود ادامه دهند، اما اگر لحن و زبان اين آثار را (در فيلمي سينمايي) ناديده بگيريد چيز دندان گيري نصيب تان نمي شود و به جاي قلبي تپنده به استخوان هايي پوک و بي ارزش دست مي يابيد،عشق در زمان وبا را نمي توان داستاني عميق و پرمحتوا يا حتي کلاسيک دانست. داستان اين رمان يا در حد اثري تراژيک قابل بررسي است يا در حد و اندازه سريال هاي آبکي تلويزيوني و البته وجه قوت مارکز دقيقاً به همين نکته بازمي گردد که توانسته اثري خلق کند که در عين حال هم تراژيک باشد و هم مانند سريال هاي روتين تلويزيوني از احساسات گرايي مفرط و سطحي نگري کمال استفاده را ببرد: داستاني که در يک زمان هم غم انگيز است و هم خنده دار: داستاني که همراه با شوخي هاي بلاهت آميز تعريف مي شود و در کنار چنين لحن طنازي از نثري موزون و رقص گونه هم برخوردار است. گفته مي شود که گابو سبک رئاليسم جادويي امريکاي لاتين را به عرصه جهاني معرفي کرده است اما بايد اعتراف کنم شخصاً زماني که آثار وي را مي خوانم اثري از رئاليسم نمي بينم و تنها با وجه جادويي آنها ارتباط برقرار مي کنم، البته در نسخه سينمايي عشق در زمان وبا هم تنها وجه فانتزي و جادويي مارکز به فيلم تبديل شده است و خبري از رئاليسم خاص وي نيست. در اين فيلم هم مانند هر اثر اقتباسي ديگري بازيگران جديدي به شخصيت هاي ذهني ما الصاق شده اند و لوکيشن هاي ذهني ما نيز همگي به مکان هاي واقعي تبديل شده اند. مي دانم که عموم فيلم هاي سينمايي در مواجهه با داستان هاي مورد اقتباس از همين رويه تبعيت مي کنند و اغلب هم به نتيجه مقبولي مي رسند اما در مورد اين فيلمً به خصوص حاصل کار به هيچ وجه با کيفيت متن اصلي قابل مقايسه نيست و به اثري ضعيف و کم مايه تبديل شده است.
هنگام تماشاي هيچ فيلمي به اندازه اين فيلم نسبت به بازي بازيگران آگاهي نداشتم ولي در عين حال از پذيرفتن آنها در نقش شخصيت هاي داستان ناتوان بودم. به عنوان مثال خاوير باردم در جاي جاي اين فيلم همان خاوير هميشگي است به خصوص در سال هاي پيري که گريم سنگين به صورتش زار مي زند و مخاطب دائماً مي داند که اين خاوير باردم همان خاوير جوان است که به کمک گريم ظاهري سالخورده به خود گرفته است. در گريم افراد سالخورده گاهي اوقات کيفيت گريم مطرح نيست و بايد از امکان گريم صورت بازيگر هم مطمئن بود تا مانند اين فيلم شخصيت مهمي همچون فلورنتينو به راحتي از دست نرود.از سوي ديگر مايک نيوول در مقام کارگردان نيز بي توجه به ظرافت رمان مارکز در بيان ماجراها و سير وقايع از اين جهت نيز فيلم را از کيفيات رمان دور کرده است. ماجراها در رمان مارکز با مهارت خاصي روي مي دهند و مخاطب نمي تواند آنها را پيش بيني کند. در فيلم اما اين مهارت و ظرافت از دست رفته و مخاطبان به راحتي مي توانند ابتدا و انتهاي فيلم را حدس زده و اتفاقات را پيش بيني کنند.
اقتباس هاي ديگري هم که از آثار مارکز در سال هاي اخير صورت گرفته همگي با شکست تجاري مواجه شده اند و نظر من را تقويت مي کنند که اگر مارکز به نويسنده بزرگي تبديل شده است تنها به اين دليل است که خوانندگان بسياري کتاب هايش را خوانده اند و هيچ گاه به تماشايشان ننشسته اند
لينك
-
شما هم بنويسيد
(4)
- 19/8/1389
بهرام بیضایی برای همیشه ایران را ترک و به آمریکا مهاجرت کرد...
لينك
-
شما هم بنويسيد
(3)
- 2/7/1389
قهوه تلخ مهران مدیری
به زودی در نمایش خانگی
لينك
-
شما هم بنويسيد
- 8/6/1389
معرفی 10 فیلم برتر اکشن تاریخ سینما
فیلم های اکشن امروزه ژانری از سینما را تشکیل می دهند که ما اغلب با صحنه های انفجار، جدال و مبارزه و صحنه های زور آزمایی و بعضا نمایش های رقص آن را می شناسم. اگرچه ژانر اکشن تا دهه 1970 ناشناخته بود اما فیلم هایی با شکل ظاهری اکشن از سال 1927(متروپلیس) به عالم سینما وارد شد. بیشتر فیلم های اکشن حاوی طرح های خوب و جذابی هستند که نقش خوب و بد در آن پر رنگ به نظر می رسد و ما به عنوان بیننده اغلب دوست داریم نقش خوب فیلم،برنده جدال باشد. به گزارش سینما پرس بهنقل از پایگاه خبری ام اس ان، در اینجا فهرستی از برترین فیلم های اکشن تاریخ سینما معرفی می شوند .این ها فیلم هایی هستند که از شدت جذابیت بیننده را از جای خود بلند می کند و او را به هیجان وا می دارد. این فیلم ها از بین فیلم های رده B هالیوود گزینش شده اند البته گفتنی است آنچه در ابتدا در مورد انفجار در فیلم ها گفته شد به این معنی نیست که هر چه میزان انفجار در فیلم ها بیشتر باشد ، این فیلم حتما در بین 10 فیلم برتر این ژانر تعلق می گیرد. آنچه این ژانر سینمایی را منحصر کرده، وجود صحنه های جذاب و اکشن متناسب با داستان فیلم است که یک تطابق صحیح را به بیننده منتقل می کند. 1. خوب بد زشت -1966- The Good, the Bad, and the Ugly این فیلم یک شاهکار سینمایی تلقی می شود که به کارگردانی سرجیو لئونه ساخته شده که محوریت کابوی ها و جدال آنها را در یک فیلم وسترنی به تصویر می کشد. لئونه "خوب بد زشت" را به زیبایی تمام یک فیلم وسترن ساخت که حاوی یک داستان جذاب نیز بود. او کابوی ها را در موقعیتی درام و اکشن قرار داد. کلینت ایستوود، لی ون کلیف و الی والاچ بازی بسیار جذابی از خود درنقش های خوب، بد و زشت ارائه دادند. این فیلم یک اکشن بین المللی خوب است که به نظر یک پیشنیاز است به این معنا که پیش از دیدن فیلم های اکشن سینما می بایست آن را دید و ازآن لذت برد. 2. شوالیه تاریکی-2008 -The Dark Knight کریستوفر نولان، کارگردان صاحب سبک هالیوود کارگردانی است که به قطعیت می توان گفت بهترین فیلم اکشن دهه اخیر را ساخته است، شوالیه تاریکی. شوالیه تاریکی یک نسخه عالی، مدرن و دیدنی از سری فیلم های بت من است. فیلم در صحنه هایی به نسخه دهه 1990 فیلم باز می گرددو رگه هایی از تاریکی و صحنه های اکشن را به بیننده منتقل می کند.این بار کریستین بیل است که بت من شده و سبک نویی از قهرمان اکشن را با این نقش تجربه می کند که در تلاش است تا گاتهام(GOTHAM) و عشقش،راشل داوس را ار خطر نجت دهد.کاراکتر جذاب فیلم، جوکر، با بازی بیاد ماندنی هیث لجر به یاد ماندنیست. او که به نوعی نقش شیطانی و بد فیلم را بازی کرده، یک کاراکتر منحصر به فرد در تاریخ سینماست هرچند که پیش از او نیز بازیگرانی چون جک نیکلسون، نقش جوکر معروف را بازی کرده بودند. پیشنهاد می کنیم این فیلم را هر جور شده تهیه کرده و ببینید. 3. 3 تراژدی جنگ ستارگان - 1977- Star Wars Trilogy جنگ ستارگان(1977) نخستین نسخه از جنگ ستارگان به کارگردانی جورج لوکاس جهان را با اکشن علمی تخیلی روبرو کرد. در این فیلم ما با بعضی کاراکتر های کلیدی داستان روبرو می شویم از جمله لوک اسکای واکر، دارت وادر و امپراطور( از جمله کاراکتر دوست داشتنی هان سولو با بازی هریسون فورد، پرنسس لیا و اوبی ون کنوبی). این فیلم یک فیلم کامل نیست اما صحنه های اکشن به یاد ماندنی زیادی را در ژانر اکشن ثبت کرده است. CGI های شگفت انگیز به کار رفته در فیلم به بیننده شانس دیدن یک اکشن علمی و تخیلی جذاب را اهدا کرده است. جنگ ستارگان: اپیزود 5-1988- Star Wars: Episode V یکی از واقعیت های بی منازعه در مورد جنگ ستارگان این است که این فیلم یک فیلم خوب و رضایت بخش است. از تراژدی تا کنون، این فیلم وقتی به ژانر اکشن وارد می شود بهترین است. از صحنه های "جدی" تا کشتی فضایی و "آتاک واکر" همه و همه باعث شده که این نسخه از فیلم،بهترین فیلم اکشن این ژانر فیلم ها شود. جنگ ستارگان : اپیزود 6 ، بازگشت جدی-1983 Star Wars: Episode VI – Return of the Jedi هان سولو و دوستانش بازگشته اند تا دومین ستاره مرگ را نابود کنند و امپراطوری را برای همیشه حذف کنند. لوک با پدرش و امپراطور روبرو می شود تا امپراطوری و قدرت آن را به یک توازنی برساند. این فیلم شاید بهترین فیلم ژانر نباشد اما یکی از بهترین های این ژانر هم از لحاظ داستان هم از لحاظ صحنه های اکشن به شمار می رود. 4. سه تراژدی ارباب حلقه ها-The Lord of the Rings Trilogy ارباب حلقه ها: رفاقت حلقه- 2001 The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring (2001) این فیلم یک نگین براق در بین فیلم های اکشن به شمار می رود. فیلم اولین سری از داستان ارباب حلقه هاست. این فیلم هم صحنه های اکشن دارد و هم صحنه های رئال. فیلم به کارگردانی پیتر جکسون، یک اثر ماندگار در ژانر اکشن است که توجه بسیاری را جلب کرد و داستان زیبایی را روایت کرد. رمان "تولکین" با این فیلم به زندگی تبدیل شد." رفاقت حلقه" ژانر اکشن را وارد مرحله جدیدی کرد. صحنه های اکشن فیلم شما را به دنبال خود می کشاند. ارباب حلقه ها:2 برج-2002 The Lord of the Rings: The Two Towers (2002) فیلمی با روایت داستانی عمیق و جلوه های بصری جذاب. این فیلم یک تقابل کاراکتر بد و خوب را به خوبی نشان داده و صحنه های اکشن به یاد ماندنی خلق کرده است. عده ای این نسخه از ارباب حلقه ها را بهترین سری از سه گانه می دانند. البته این فیلم در سه نسخه خود، آغاز، میانه و پایان را روایت کرده است.می توان گفت سه نسخه فیلم در مجموع یک فیلم کامل از لحاظ داستان را تشکیل می دهند. ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه-2003 The Lord of the Rings: The Return of the King (2003) این نسخه فیلم نیز بر اساس داستان تولکین ساخته شد. فیلم از جلوه های ویژه های قدرتمندی برخوردار است و از نگاه خیلی ها بهترین اکشن تاریخیست. آخرین نسخه این سه گانه، قصه ارباب حلقه را پایان می بخشد و پیتر جکسون با بازگشت پادشاه، ارباب حلقه ها را به زندگی وارد می کند. فیلم حائز صحنه ای مبارزه ای جذابیست و یک اثر خاص در این ژانر تلقی می شود. 5. هفت سامورائی -1954-(The Seven Samurai) چه کسی گفته که یک فیلم اکشن سیاه و سفید نمی تواند جز 10 فیلم برتر ژانر اکشن باشد؟ فیلم های اکشن همیشه نباید از ویژگی های مشترکی برخوردار باشند مثل جنگ ستارگان و ارباب حلقه ها. کارگردان اسطوره ای ژاپنی ، آکیرا کورساوا داستان هفت سامورایی را روایت می کند که مخفی شده اند تا از یک روستا در برابر سارقین مسلح دفاع کنند.علاوه بر طرح جالب فیلم و کاراکتر های خوب،صحنه های اکشن فیلم و تداوم این صحنه ها یک نقطه قوت فیلم است. فیلم حائز صحنه های عالی اکشن است البته برخی صحنه های موجب نگرانی مخاطب می شود. این فیلم نیز یک فیلم ویژه برای مخاطبان خاص در ژانر اکشن به حساب می رود. 6. روزی روزگاری در غرب-1968- Once Upon a Time in The West این فیلم یک وسترن فرنگی است که بازی های خوبی از جمله بازی هنری فوندا،کلودیا کاردیناله، جیسون روباردز و چارلز برانسون در آن دیده می شود. سرجیو لئونه با ساخت این فیلم بار دیگر مخاطبان را به تماشای یک اکشن دیدنی دعوت کرد. فیلم صحنه های جذابی را با شیوه مدرنی از داستان گویی در بر داشت. 7.مهاجمان کشتی گم شده-1981- Raiders of the Lost Ark این فیلم به کارگردانی اسپیلبرگ و با بازی جذاب هریسون فورد و نویسندگی جورج لوکاس ساخته شده است. یک شاهکار به تمام معنا. "مهاجمان کشتی کم شده" یک اکشن جذاب با رگه هایی از کمدی است. اگرچه ایندیانا جونز هریسون فورد، شاهکار بازیگری این هنرپیشه محسوب می شود اما بازی او در فیلم اسپیلبرگ یک بازی به یاد ماندنیست. فیلم حائز موسیقی جذاب و مناسب با صحنه هاست. مهاجمان کشتی گمشده فیلمیست که تاثانیه آخر بیننده را کنار خود نگه می دارد. 8.باشگاه مشت زنی-1999-Fight Club در سال 1999 دیوید فینچر مردم را وارد یک فیلم اکشن هیجانی با یک پایان بندی خارق العاده کرد. این فیلم نیز نگاه دیگری از کارگردان به اکشن تلقی می شود. فینچر رفتار های مخالف اجتماع را نفی کرده و با نگاه منحصر به فردش به فیلم وارد می شود.کاراکتر های سرد، درام خوب و صحنه های متنوع اکشن باشگاه مشت زنی را به رتبه 8 فهرست ما آورده است. ادوراد نورتون و برد پیت بازی خوبی را در فیلم ارائه داده اند . باشگاه مشت زنی یک فیلم بزرگ است. 9. ماتریکس-1999-The Matrix ماتریکس یک نوآوری در ژانر اکشن علمی و تخیلی بود که مخاطبان زیادی از سراسر جهان به تماشای آن نشستند. اندی و لاری واکوسکی داستانی را ساختند که هم صحنه های اکشن هنری، هم صحنه های علمی و تخیلی و هم هنر های رزمی جذابی در بر داشت. بازی کیانو ریوز در فیلم به یاد ماندنی است. مخصوصا آنجایی که در کاراکتر نئو می گوید:" من کونگ فو را می شناسم". بی شک ماتریس یک از بهترین های اکشن تاریخ سینماست. 10. اینک آخر الزمان -1979- Apocalypse Now پس از موفقیت پدر خوانده، فرانسیس فورد کاپولا و مارلون براندو بار دیگر یک فیلم پیچیده جنگی را ساختند که از واقعیت دفاع می کرد. برخی مردم این فیلم را دوست داشتند و عده ای نیز از آن نفرت پیدا کردندزیرا این فیلم، فیلمی نبود که تنها یک بار ببینی و بتوانی آن را بفهمی. بهتر است برای فهم دقیق فیلم پیش از قضاوت در مورد آن فیلم را چندین بار ببینید . نقد از ام اس ان ترجمه: مهدی چراغی
لينك
-
شما هم بنويسيد
(1)
- 27/5/1389
"بخور دعا کن مهر بورز" یک فیلم آرمانگرا با داستانی غنی و ستودنی
نگاهی به فیلم " بخور، دعا کن، مهر بورز"
بازیگران: جولیا رابرتز، ریچارد جنکینز، بیلی کروداپ، جیمز فرانکو، خاویر اردم، ویولا دیویس، هدی سوبیانتو کمپانی فیلم سازی کلمبیا پیکچرز در جدیترین تولید سینماییش ، فیلم"بخور دعا کن مهر بورز" را به کارگردانی رایان مورفی ساخته است. فیلم نامه پروژه را مورفی به همراه جنیفر سالت نوشته است. زمان فیلم 141 دقیقه است و فیلم حائز درجه PG 13 شده است. به گزارش سینما پرس، داستان "بخور دعا کن مهر بورز" که نویسنده معروف، الیزابت گیلبرت، آن را خلق کرده برای مدت 150 هفته در فهرست پرفروش ترین های نیویورک تایمز قرار داشت و یک کتاب خوب تلقی می شد. این کتاب که دست مایه ساخت یک فیلم با همین نام شده، در مورد کاراکتری به نام گیلبرت با بازی رابرتز است که با یک ازدواج شکست خورده و عشق پر فاجعه و نا موفق روبرو می شود که او را مجبور می کند یک سال در ایتالیا، هند و بالی زندگی کند تا یک هماهنگی بین بدن، ذهن و روح پیدا کند. در طول این سفر چندین مرد او را تحت نظر داشتند و از جمله آنها یک مرد خردمند بود که توجه خاصی به او داشت تا بفهمد آن زن کیست. راجر ایبرت منتقد هالیوودی در مورد کتاب گیلبرت در روزنامه نیویورک تایمز نوشت: اثر گیلبرت یک اثر هوشمندانه است که مجموعی از لطافت و هوشمندی در آن به چشم می خورد.و اگر این هوشمندی همان چیزی باشد که شما به عنوان مخاطب دنبالش باشید، جولیا رابرتز یک انتخاب عالی به عنوان بازیگر اصلی داستان تلقی می شود. شما فیلمی را یم بینید که رد آن رابرتز با شادییک سال سفر را با گیلبرت تجربه می کند.مخصوصا وقتی که مشغول دیدن دو ساعت از صحنه های فیلمی با بازی این بازیگر باشید. اینجا موضوع ما یک فیلم در مورد لیز گیلبرت است. در مورد خواسته های او بسیاری از خوانندگانی که به دنبال هویت او هستند. اولین ازدواج او با شکست مواجه شد چرا که او از اوضاع خسته شده بود. از طرفی جولیا رابرتز به عنوان یک زن جذاب 43 ساله به خوبی در نقشش درخشیده است. او کاراکتر بیلی کرودآپ را ترک می کند اما آن مرد هنوز جویای احوال اوست و از طریق اینترنت اوضاع او را پیگیری می کند. لیزا در ایتالیا کارهای عجیبی می کند که قبلا نمی کرده، ظرف های بزرگ پاستا می خورد. این غذاها آرزو های او بودند که در هند برای آن دعا کرده بود تا بتواند روزی در ایتالیا از این غذا بخورد. او در رستوران همه غذاهای منو را سفارش می دهد تا دلی از عزا در آورد.او در رستوران با مردی آشنا می شود که کاراکتر او را جیمز فرانکو بازی می کند. لیزا دراین فیلم صحنه های را خلق می کند که در آن علل ترک کشور هند نیز شرح داده شده است. او کمی بعدی مردی بلند قد را ملاقات می کند که تکسان نام دارد و ریچارد جنکینز نقش او را بازی می کند.او یکی از محبوبترین کاراکتر های داستان است که مورد توجه خاص لیزا قرار می گیرد.همچنین او یکی از کاراکتر هاییست که در فیلم کمتر سرزنش می شود . در بالی، لیزا با راهنمایی به نام کتوت لیر با بازی هدی سوبیانتو آشنا می شود. او کارشناسی ارشد رشته مدیریت گردشگری دارد که در طول داستان لیزا را باآدم های مختلفی با خصوصیات عجیب آشنا می کند. در انتهای همین سفر است که لیزا به یک هماهنگی بین رفتار ها می رسد. او شروع به رقصیدن می کند .کاری که هرگز در زندگی اش نمی کرد . با فلیپ ( خاویر باردم) ملاقات می کند. باردم نیز یک بار طلاق گرفته و فردیست زیبا، بخشنده و قابل اعتماد از نگاه لیزا. او نیز در بالی زندگی می کند چراکه شغل تجاریش واردات و صادرات است. کاری که هر جا می توان انجام داد. بهتر است بگوییم کار باردم فقط در بالی بود چرا که علاقه مند به واردات و صادرات فقط در بالی است نه در هیچ جای دیگر دنیا. گفته شده حدودا 80 درصد بینندگان فیلم زنان خواهند بود که از فیلم خوششان می آید و فیلم را متعلق به جنس زنان می دانند. . از نگاه ایبرت "بخور دعا کن مهر بورز" یک فیلم آرمانگرا با داستانی غنی و ستودنی است. نقد از سان تایمز منتقد راجر ایبرت ترجمه: مهدی چراغی
لينك
-
شما هم بنويسيد
(1)
- 27/5/1389
نقد فیلم غارتگران
فیلمی با داستان ستونی
فیلم "غارتگران" (Predators) به کارگردانی "نیمورد آنتل" و تهیه کنندگی "رابرت رودریگوئز" بدون حاشیه پردازی از پرداختن به مساله پست مدرنیزم دوری کرده و به مقصود اصلی داستان پرداخته است که همین کلید موفقیت "غارتگران" است.
به گزارش سینما پرس به نقل از مووی کریتیک، حاصل تلاش "آنتال" و "رودریگوئز"، در ساخت فیلم غارتگران، یک فیلم اکشن جذاب شده که موفق شد تماشاگران را به تماشای این فیلم جذب کند و موجبات نقد و بررسی فیلم را توسط منتقدان فراهم سازد. هر چند کارگردان در این فیلم ابتکار تازه ای به خرج نداده اما فیلم خوبی از نظر محتوا که یک اقتباس از نسخه اصلی سال 1987 به کارگردانی "جان مکتیرنان" است، به تماشاگران هدیه کرده است. حال با وجود برخی کوتاهی ها و نقص ها در کارگردانی نسخه جدید فیلم، یک نبوغی در برخی صحنه های بازی دیده می شود. صحنه آغازین فیلم طوری شروع می شود که با هوشمندی تمام ما را در موقعیت گیج کننده ای قرار می دهد، درست جایی که هشت زمینی بیدار می شوند تا خودشان را که در اثر یک زلزله آسمانی و به وسیله چتر نجات به منطقه ای ناشناس وارد شده اند، پیدا کنند اما هیچ چیز مشخصی وجود ندارد تا شرح حال آنها را توصیف کند. این فیلم با پرداختن به سربازان و مجرمان در سراسر جهان، پرده از سناریویی بر می دارد که در بسیاری از فیلم ها از پرداختن به آن ها خود داری می شده و اغلب واقیعت را به شکل دیگری مطرح می کرده اند. با وجود حضور ناموزون کاراکترها از ملیت های مختلف در فیلم، وجود برخی دیالوگ های غنی، یک امتیاز محسوب می شود. به ویژه دیالوگ هایی که "آدرین برودی" و "آلیس براگ" در کنار بازی خوبشان بیان می کنند. این دیالوگ ها و بازی خوب هنرپیشگان مخاطب را مجبور می کند تا داستان را جدی بگیرد و با وجود ناهماهنگی های موجود در فیلم، از قصه دور نشود. "برودی" و "براگا "بازی خود را به بهترین شکل و با اعتماد به نفس بالا انجام داده اند. "توفر گریس"، دیگر بازیگر فیلم نیز در ارائه نقش خود خوب عمل کرد و مورد توجه تماشاچیان نیز قرار گرفت. او کاراکتر یک دکتر جوان را بازی کرد. "لارنس فیشبورن" نیز در یک صحنه با بازی خوبش تماشاگران را به یاد "مارلون براندوی بزرگ" در "اینک آخرالزمان" (فرانسیس فورد کاپولا، Apocalypse Now) می اندازد و به آنها یک تلنگر هنری می زند. کاراکتر او به گونه ای گریم شده که به ما کمبود یک "آرنولد شوارتزنگری" که اغلب نقش های این چنینی را بازی می کند ، القا می کند. با این همه ساختار داستانی "غارتگران" ستودنی است. روایت ها به درستی در جایگاه مناسب خود گفته می شود به نوعی که کاراکتر ها و بازی ها به انچه روایت می شود، کاملا مطابقت دارد. یک پیچیدگی نیز در فیلم وجود دارد که بخش پایانی فیلم را جذاب می کند، این صحنه ایست که به تماشاگر حرف های کلی داستان را می زند. از طرفی در همین صحنه مخاطب فکر می کند که شاید، "نیمورد آنتال"، کارگردان فیلم، قابلیت های چندانی در کارگردانی صحنه های اکشن ندارد. بزرگان این ژانر اغلب چشم تیزبین خود را در ساخت صحنه های اکشن به کار می گیرند و در جای مناسب، مونتاژ می کنند. اما در این فیلم این موضوع چندان رعایت نشد. البته گفتنی است "آنتال" جز آن دسته کارگردان هاییست که با دوربین خوب کار می کند و صحنه های خوبی در فیلمش به ثبت سانده است. بااین حال نتایج کارش در برخی صحنه ها خوب نبوده و همین ها مخاطب را دور کرده است. از طرفی در برخی صحنه ها که فضای اطراف به تصویر کشیده می شود مثل فضای نخستینی که " اولین"غارتگر" وارد شد، فاقد جلوه های بصری مناسبی است. با همه کم و کاستی ها، "غارتگران" فیلمیست که توانسته تا حدی مخاطب را جلب کند و با داستان خوب، بیننده را تا پایان فیلم منتظر نگه دارد. گفتنی است پخش اشعه مادون قرمز از سوی یک "غارتگر" در روی پرده سینما، از جلوه های خوبیست که می توان در بخش نگاه مثبت فیلم از آن یاد کرد. در یک نگاه کلی، غارتگران فیلمیست که که بازی های خوب بازیگران و داستان جذاب آن، تا حدی کارگردانی نه چندان خوب "آنتال" را تحت و شعاع قرار داده و از این راه مورد استقبال قرار گرفته است.
غارتگران (Predators) کارگردان: نیمورد آنتل فیلم نامه نویسان : مایکل فینچ، الکس لیتواک بازیگران: آدرین برودی، توفر گریس، آلیس براگا، والتن گوگینز،اولگ تاکتارو زمان فیلم: 107 دقیقه درجه کیفی: 15
..................... نوشته: بن راوسون جونز ترجمه: مهدی چراغی
لينك
-
شما هم بنويسيد
(1)
- 14/5/1389
بهترین فیلم های کمدی قرن 21 معرفی شدند
سایت سینمایی "بازل" در جدیدترین مقاله سینمایی اش، فهرستی از بهترین کمدی های ساخته شده در سینمای جهان در قرن 21 را ارائه داد.
به گزارش سینماپرس، در دنیای سینما فیلم هایی هستند که مخاطب را به گریه وا می دارد. برخی فیلم ها نیزحس فروتنی را به مخاطب القا می کند. اما دسته دیگر فیلم های کمدی هستند که مخاطب را از ته دل به خنده وا می دارند. فهرستی که در اینجا آمده شامال 10 فیلم برتری است که در طی دهه گذشته ساخته شده و در سرتاسر جهان مورد توجه مخاطبان این ژانر قرار گرفته است.
خنده ای که اغلب از ساخت این فیلم های کمدی به جز برداشت های فرهنگی به مخاطب داده می شود، به گفته خیلی ها بهترین درمان بیماری هاست. حتی گاهی که شما نیاز دارید تا خود را از درد و اندوه و گرفتاری ها برای چند لحظه جدا کنید لبخند می زنید تا حس شادی را به درون خود منتقل کنید. این ها فیلم های پرمحتوایی هستند که با خنده شما را سرگرم می کند و در عین حال به شما می آموزد. از آن سبک کمدی که چارلی چاپلین استادش بود تا سبک های جدیدی کمدی که پایه گذارانش جیم کری و بازیگران هم رده او هستند، همه و همه یک هدف مشترک داشته اند. از بین فیلم های منتخب کمدی تاریخ سینما فیلم هایی هستند که در عصر معاصر ساخته شده اند و از لحاظ زمانی نزدیکی بیشتری با مخاطب دارند. این بار سایت "بازل" فهرست بهترین ها را انتخاب کرده و پیشنهاد دیدن آن را را به دوستداران این ژانر ارائه می دهد.
فهرست 10 فیلم برتر کمدی قرن 21 با شرحی مختصر به صورت زیر ارائه شده است.
لنگر انداز: افسانه ران بورگوندی (Anchorman: The Legend of Ron Burgundy) این فیلم در سال 2001 با بازی ویل فرل و کریستین اپلگیت در نقش کارگران یک لنگرگاه کشتی ساخته شد. فیلم یک نگاه طعنه آمیز به فرهنگ دهه 1970 دارد. به نوعی که یکی از بهترین فیم های های تاریخ سینمای کمدی نیز شناخته می شود. قرار بود نسخه دیگری در ادامه فیلم در سال 2010 ساخته شود که به دلایل نا معلوم، این اتفاق نیفتاد.
بورات (Borat) بورات حاوی آموخته های فرهنگی امریکا از ملت با شکوه قزاقستان است. اغلب ما با این فیلم آشنا هستیم. با بازی ساشا بارون کوهن و به نویسندگی کمدین مشهور بریتانیایی. کوهن در این فیلم نقش گزارشگر قزاق را که به ایالات متحده سفر می کند بازی می کند. در فیلم شرایط واقعی زندگی شهروندان امریکایی ضبط شده است. بورات که در سال 2006 به اکران جهانی در آمد، به قطعیت می توان گفت یک فیلم موفق، هم از لحاظ اقتصادی و هم از جنبه نقد و جذابیت های سینمایی بود.
داگ بال: یک سگ شکست خورده واقعی (A True Underdog Story:Dodgeball) فیلم در سال 2004 با بازی وینس واگن، بن استیلر، کریستین تیلور و ریپ تورن بر اساس یک داستان واقعی ساخته شد. داستان فیلم در مورد صاحب یک ورزشگاه کوچک است که تصمیم می گیرد خودش به همراه دوستانش وارد یک تورنومنت بازی "توپ گریزان"(dodgeball) شود و پولی که به عنوان جایزه در نظر گرفته شده ببرد. گفته شده این فیلم از لحاظ تجاری به موفقیت خوبی دست یافته است.
خماری (The Hangover) فیلم ساخته سال 2009 با بازی حیرت انگیز هنرپیشه هایی چون بردلی کوپر، زاک گالیفانسکی و اد هلمز است. این سه بازیگر، کاراکتر سه ساقدوش را که داماد فیلم را یک روز پیش از ازدواجش و درست بعد از شب پارتی قبل از ازدواج گم می کنند، بازی می کنند. فیلم با کنجکاوی این سه بازیگر در جهت پیداکردن داماد به پیش می رود. این فیلم از جمله فیلم هایی است که هم در گیشه و هم از سوی منتقدان مورد تحسین قرار گرفته است.
ماری و مکس (Mary and Max) این فیلم در سال 2009 به کارگردانی "آدام الیوت" و با صداپیشگی تونی کولت، فیلیپ سیمور هافمن و اریک بانا ساخته شد. فیلم راوی داستان یک دوستی بین دختر 8 ساله از ملبورن استرالیا با یک غریبه یهودی 44 ساله است که از یک بیماری حاد رنج می برد و در نیوییورک ساکن است. این فیلم وقایعی را که در طول داستان بین سال های 1976 تا 1998 رخ می دهد روایت می کند.
عشق گیج (Punch-Drunk Love) این فیلم در سال 2002 و به سبک کمدی رمانتیک با بازی آدام ساندلر و امیلی واتسون ساخته شد. Punch-Drunk Love به کارگردانی پاول تواس اندرسون و در مورد داستان ساندلر، که یک تاجر است و هفت خواهر مغرور و از خودراضی دارد، ساخته شده است. داستان از جایی جذاب می شود که ساندلر عاشق هم کلاسی یکی از خواهرانش می شود و اتفاقات عجیب و غریبی رخ می دهد.
شان مردگان (shaun of the Dead) این فیلم که نامش از فیلم ژانر وحشت طلوع مردگان "Dawn of the Dead" گرفته شده است، یک کمدی بریتانیایی است که در سال 2004 ساخته شده است.با بازی سیمون پگ و نیک فراست. فیلم راوی داستان مردیست که که نه تنها برای ازدواج با دختر مورد علاقه اش باید مذاکره کند بلکه می بایست با پدر زن و مادرزنش به مذاکره بنشیند و با مجموعه ای از زامبی ها که در صدد فتح زمینند مبارزه کند. این فیلم یک فیلم موفق هم از لحاظ تجاری و هم از نگاه منتقدان بود.
تندر استوایی “Tropic thunder” فیلم در سال 2008 با بازی جک بلک، بن استیلر و رابرت داونی جونیور که در مورد چند مرد که فیلمی در مورد جنگ ویتنام می سازند، ساخته شده است. اینها برحسب اتفاق وارد جنگلی شده اند که خطرات زیادی تهدیدشان می کند و باید به نحوی خود را از این مهلکه نجات دهند. فیلم به کارگردانی "بن استیلر" ساخته شد. رابرت داونی جونیور برای بازی در این فیلم در بخش نقش مکمل نامزد اسکار شد .گفتنی است فیلم از نگاه منتقدان تحسین شده است.
ناخوانده های عروسی (wedding Crashers) این فیلم با بازی اون ویلسون و وینس واگن در سال 2005 ساخته شد. این دو نقش دو میانجیگر طلاق را بازی می کنند که به طور ناخوانده وارد میهمانی عروسی می شوند تا عروسی را به هم بریزند و شیطنت کنند. در همین راستا دچار دردسر می شوند و این دردسر ها و نحوه رهایی آنها از آن، ماجراهای خنده داری را خلق می کند.
خواهر گستاخ من (Yeopgijeogin Geunyeo) این فیلم یک کمدی از کره جنوبی در سال 2001 است که بر اساس یک داستان واقعی در مورد نامه های عاشقانه "کیم هوسیک" ساخته شده است. قصه از آشنایی یک مردو زن در قطار آغاز می شود. این فیلم یک داستان ارزشمند را روایت کرده و در نسخه های ژاپنی و انگلیسی نیز باز سازی شده است.
نقد از سایت بازل، نوشته تولیکا نیر
ترجمه از مهدی چراغی
لينك
-
شما هم بنويسيد
(1)
- 14/5/1389
|
|