Header

صفحه اول   اخبار   فیلم ها   نقد و یادداشت    ویدئو   هنرمندان   جدول فروش   نویسنده ها

پرسش و پاسخ   |  درباره ما   |   تماس با ما   |   تبلیغات  |   پیشخوان نشریات (جدید)

جدول ارزشگذاری نویسندگان بر فیلم های:

روی پرده  -  اکران 1397  -    اکران 1396  -   اکران 1395  -   اکران 1394  -  اکران 1393  -  اکران 1392  -  اکران 1391  -  اکران 1390

جشنواره 36 فیلم فجر - جشنواره 35 فیلم فجر - جشنواره 34 فیلم فجر - جشنواره 33 فیلم فجر - جشنواره 32 فیلم فجرجشنواره 31 فیلم فجر

جستجو (فیلم ها، هنرمندان، نویسنده ها)                                                                                        انتخاب رنگ پس زمینه صفحه: 

New Page 1
Cinetmag.com - Advertise

 

جدیدترین مطالب

  «متری شیش و نیم» سعید روستایی فرم حضور در جشنواره فیلم فجر را پر کرد

  نخستین عکس از ویشکا آسایش در سریال «نهنگ آبی» ساخته جدید فریدون جیرانی

  300 میلیون تومان درآمد حاصل از پخش بازی پرسپولیس و کاشمیا در سینماها

  حمید فرخ نژاد بازیگر «خانم یایا»: این فیلم برای اکران در «هنر و تجربه» مناسب‌تر است

  بخاطر آتش‌سوزی چندروز اخیر کالیفرنیا؛ فرش قرمز «اسکار» هم لغو شد

  دستمزد مهناز افشار برای «اولیورتوئیست» اعلام شد/ 180 میلیون برای 6 ماه حضور روی صحنه تئاتر

  زمان حذف پروانه ساخت آثار سینمایی و سپردن امور به صنوف رسیده است

  نمی‌توان دارو را تحریم کرد و دم از حقوق بشر زد/ تحریم‌ها فقط مردم را هدف قرار داده است

  ابراهیم داروغه زاده: امسال بیش از 100 فیلم متقاضی حضور در جشنواره فیلم فجر هستند و شاهد رقابت سختی خواهیم بود

  برای اولین بار نظرسنجی سینمای رسانه‌های جشنواره فیلم فجر/ مشارکت 400 نفری در روز اول

 

پربیننده ترین  مطالب هفته اخیر

  ابراهیم داروغه زاده: امسال بیش از 100 فیلم متقاضی حضور در جشنواره فیلم فجر هستند و شاهد رقابت سختی خواهیم بود

  حمید فرخ نژاد بازیگر «خانم یایا»: این فیلم برای اکران در «هنر و تجربه» مناسب‌تر است

  نخستین عکس از ویشکا آسایش در سریال «نهنگ آبی» ساخته جدید فریدون جیرانی

  «متری شیش و نیم» سعید روستایی فرم حضور در جشنواره فیلم فجر را پر کرد

  دستمزد مهناز افشار برای «اولیورتوئیست» اعلام شد/ 180 میلیون برای 6 ماه حضور روی صحنه تئاتر

  برای اولین بار نظرسنجی سینمای رسانه‌های جشنواره فیلم فجر/ مشارکت 400 نفری در روز اول

  زمان حذف پروانه ساخت آثار سینمایی و سپردن امور به صنوف رسیده است

  کیانوش عیاری: «خانه پدری» دچار یک سوءتفاهم بیهوده شد

  نمی‌توان دارو را تحریم کرد و دم از حقوق بشر زد/ تحریم‌ها فقط مردم را هدف قرار داده است

  بخاطر آتش‌سوزی چندروز اخیر کالیفرنیا؛ فرش قرمز «اسکار» هم لغو شد

 

سی نت  >> اخبار و مطالب  >> مشاهده متن اخبار

«من مولفم، پس هستم» / تحلیل مهدی تیموری بر «ساعت 5 عصر»

:: 31 مرداد 1396  ::

پوستر فیلم "ساعت پنج عصر"

 

سی نت: به زعم من «ساعت پنج عصر» قبل از خوب یا بد بودنش اثر «مهمی» است. فیلم با اکستریم لانگ شاتی از گلدن تایم تهران آغاز می شود. ظاهرا آرام اما آلوده. مهرداد پرهام (سیامک انصاری) وکیل دادگستری است که خانه ای در بالای شهر دارد و با عشق و نظم خاصی وسایلش را چیده است و از احترام و ارزشی که شخصیت قصه برای خودش قائل است به ما می گوید. او صبح را با زنگ تلفن نامزدش مهناز (آزاده صمدی) که در پاریس مشغول تحصیل است آغاز می کند. صبح دل انگیزی که همه چیز رویایی به نظر می رسد؛ باد خنک، روشنایی تابیده شده از پنجره به خانه و موسیقی کلاسیکی که مهرداد را به خوشی بی حد و وصفی می رساند اما همه چیز از همان لحظه و با تلفنی از سوی بانک شروع به آوار شدن بر سر او می کند. گویا او باید تاوان همان چند لحظه خوشی را به بداقبالانه ترین شکل ممکن پس بدهد! این تاوان از سرریز شدن قهوه اش، دعوای همسایه ها، قطع آب از سوی مدیر ساختمان هنگام حمام، به علت عدم پرداخت شارژ ساختمان و پارک ماشینیکی از همسایه ها جلوی درب منزل در اعتراض به قطع آب آغاز می شود و با جلو رفتن روند قصه دیوانه وارتر بر سر او می آیند.مسیر گرفتاری‌های مهرداد پرهام برای رسیدن به بانک، با نمایشی از نقاط تاریک اجتماعی ما پر شده اند. اما متاسفانه یا خوشبختانه در طی این مسیر ما به کوچکترین شناختی از ابعاد گوناگون کاراکتری که سیامک انصاری ایفایش می کند نمی رسیم–شاید تعمدی باشد-. این ضعف به فیلمنامه متوسط فیلم بر می گردد. او همان سیامک انصاری تمام ساخته‌های پیشین مدیری است، تفاوتش در میزان درخششی است که او را از سیامک انصاری که طی این سالها می شناختیم متمایز کرده است. انسانی با وجدان اخلاقی بسیار حساس که عموما با انعطاف قابل توجهی نسبت به حوادث پیرامونش واکنش نشان می‌دهد و یک سر و گردن به لحاظ اجتماعی از اطرافیانش بالاتر است و به قولی میان یک جمع «دیوانه» گیر کرده است!

شاید برخی بگویند که آدمیزاد به آن شکل اغراق آمیز زیر دوش حمام از لیف و وسایل استفاده نمی کند و مهرداد پرهام به جای پرداخت شارژ همه ی واحد ها می توانست به راحتی با یک آژانس به مقصدش برسد که در پاسخ به مسائل کودکانه ای از این قبیل باید گفت که «اغراق» از اساس طنز و کمدی است و ایراد دوم از اساس زیر سوال بردن سینماست! چرا که به راحتی می توان سوالات اینچنینی زیادی در مورد بسیاری از شاهکارهای تاریخ سینما و حتی سینمای ایران مطرح کردو آن ها را زیر سوال برد! از بحث اصلی دور نشویم.
سکانس بیمارستان که علی القاعده می‌بایست کمی غافلگیری می‌داشت و تنش، هیچ حسی ندارد و تا حد زیادی در رساندن حرف فیلمساز منفعل است. گویی تنها رابطی است برای آشنایی مهرداد با پیرزن. اما با همه این ها سکانس خنثی نیست، پیدا شدن پرستاری سفیدپوش و وظیفه شناس (نگین معتضدی) در آن هیاهوی بدرفتاری مسئولین بیمارستان با مردم و فیلم هایی که مهرداد می گیرد و در آخر یکجا بر علیه اش استفاده می شود از نکات معدود مثبت این سکانس اند. هرچند که خیلی به لحاظ فرم و سینمایی در نیامده اند.

فصل بهشت زهرا و خاکسپاری با اغراق کاریکاتور طوری که در جریان مراسم ختم هنرمند سینما که با خاکسپاری شوهر پیرزن به صورت موازی روایت می شود حرف زیادی برای گفتن دارد. -آرتیست های مو بلند و پر ریش و سبیل، لب های با ژل تزریق شده و جمع «استاد استاد» گفتن های دورهمی هنرمند نماها... کی می داند که دقیقا چه می گذشت در آن کوچه علی چپ؟- «ساعت پنج عصر» بیشتر از هرچیزی در کارگردانی درآمده است. نقطه قوت اصلی آن مدیریت و کارگردانی مهران مدیری در میزانسن های شلوغ و به شدت جذاب و دکوپاژهای متفاوت سینمایی است و البته مدیریت فیلمبرداری فوق العاده «محمود کلاری» و بازی درجه یک و بی نظیر «سیامک انصاری». ساعت پنج عصر یک «کمدی سیاه» از مردم و جامعه و برای مردم و جامعه است. اما چشم اسنفدیاراصلی کار فیلمنامه اش است. فیلمنامه ای که یک خط داستانی ساده از ابتدا تا انتها بیشتر ندارد و این برای فیلمنامه ای که به صورت اپیزودیک نوشته شده و فصل های متفاوتی دارد شایدیکدست به نظر برسد اما پیرنگ و خرده پیرنگ های تازه ای برای مخاطب ندارد. مهم تر از آن که علت و معلولی روابط کاراکترها در برخی از لحظات فیلم به شدت لنگ می زند. اصلا سکانس های نادر، کاراکتر معتاد با بازی روان و خوب «امیر جعفری»اضافی اند و چیزی به قصه اضافه نمی کنند و نه تنها حذف آنها تاثیری ندارد بلکه شاید کمی فیلم را شسته رفته تر کند.

فیلمبرداری در جای جای فیلم بسیار هوشمندانه و حساب گرانه است و سکانس اعتراضات در کارخانه و فصل بهشت زهرا و خاکسپاری و قاب های درخشان از معترضین و مدیریت خوب افراد زیاد در قاب و مهم تر از آنها جهت نگاه معترضین و پخش کاغذها از آسمان نشان از توجه ویژه مهران مدیری به جزئیات در نخستین ساخته اش است؛ به ویژه در پلان حرکات دورانیمهرداد از این سمت و خلاف جهت آن که به خوبی درآمده است و از حرکات سهل و پیش پا افتاده ای مثل دوربین روی دست جلوگیری کرده است. طبیعتا ساخت یک فیلم بی نقص از غیرممکن ترین کارهای دنیاست و اولین فیلم سینمایی مهران مدیری در قامت کارگردان هم از این قاعده مستثنی نیست.

«ساعت پنج عصر» فیلم کاملی نیست اما تا حد زیادی خوب - نزدیک به عالی - و مهمی که محصولی است متشکل از قرارگرفتن هزاران تکه ای از اتفاقات و افراد مختلف که کنار یکدیگر می گذرند و کارگردان با قدرت زیادی با به کارگیری هوش سرشار خود توانسته به همان فرم و محتوای مورد نظر همیشگی اش نزدیک و نزدیک تر شود. فیلم هرچه می گذرد ابزوردتر می شود و کمدی سیاه خلاقانه ای است درباره انسان، فضای مجازی، شلوغی و تهران امروز.. کمدی موقعیتی که برخلاف کمدی های بعضا پرفروش و خالی از مغز چندین سال اخیر سینمای ایران بسیار غنیمت است. به ویژه در تفاوت نگاهش به طرح مسائل اجتماعی. تمایزی که نگاه اجتماعی ساعت پنج عصر با دیگر آثاری که صرفا ادعای اجتماعی بودن دارند بسیار قابل تامل است. مدیری در ساعت پنج عصر با ما اثبات می کند که می شود فیلم اجتماعی ساخت؛ فیلمی که کاراکتر اصلی اش ثروتمند باشد و لذوما در فقر مطلق به سر نبر و مدام به دنبال مبارزه همه جانبه برابر بی عدالتی-به صورت نگاه دمده اش- نباشند. می شود فیلم اجتماعی ساخت که خانه کاراکتر اصلی اش در ده کوره های بی امکانات نباشد. او پولدار است و با سواد و البته با قلبی مهربان و کمی ساده که در مواجهه با پرستار وظیفه شناس بیمارستان هوش و حواسش را از دست می دهد.

طلایی ترینلحظات فیلم، سکانس بازجویی است. جایی که مهران مدیری با زیرکی تمام موقعیت فیلم را درک کرده و با حضور کوتاه اما دانسته و به جای خود یکی از زیباترین اجراهای کمدی پس از انقلاب در یک سکانس را بوجود آورده است! یک سکانس بی نظیرکه بازجویی چهره سنگی از بدو تولد و ماجرای کشمش های استفاده شد در عدس پلو! تا آدرس خانه ی اونوره دو بالزاک از کاراکتر اصلی قصه پرسش می کند. این سکانس کاملا نشان دهنده علاقه ی مدیری به سینمای کمدی از نوع کلاسیک آن است. او شیفتهی سینمای کلاسیک است. ما این ها را با بازی روان مدیری و البته درخشش فوق العاده سیامک انصاری–که الحق از نمونه های متعالی کمدی در سینمای ایران است- لمس می کنیم و بغض مظلومانه مهرداد پرهام که چه ماهرانه سیامک انصاری آن را با ضرباهنگی مناسب اجرا می کند. سکانس پایانی که دور باطل رادراوج نمایش قرار می دهد که با یک فاصله گذاری با مخاطبان سینما فیلم را با یک«گروتسک» دیدنی به اتمام می رساند، جایی که صحنه کامل به روی دوربین موبایل مهرداد می رود مهناز رو به همه یمخاطبان حاضر در سینما ما می گوید: «اینا کین؟!»

مهران مدیری در اولین اثرش در مقام یک کارگردان سینمایی به خوبی نشان داده که تفاوت مدیوم سینما و تلویزیون را درک کرده است. فیلمنامه متوسط و رو به پایینی نوشته و کارگردانی تمیز و شسته رفته و بعضا غافلگیر کننده ای دارد. از دیگر نکات مثبت آن، برای شخص مدیری است.نکته ای که حاصل همان حرف هایی است که سالیان سال در تحلیل و تفسیر کارنامه او زده شده است. اینکه آیا او مولف است یا خیر. به نظر من این فیلم با موضوع و حول محور حرف هایی که دارد، کارگردانی و اجرا و شخصیت هایش مهر تاییدی بر این موضوع است که مهران مدیری، خوب یا بد «مولف» است. حرف اش در همه این سالها یک چیز بوده و اجرایش متفاوت. که البته این مولف بودن به خودی خود نه مزیت چندانی دارد و نه نبودنش عیب خواهد بود.

در کل، «ساعت پنج عصر» از آن دست فیلم هایی است که در معیار مخاطب حد وسطی ندارد. یا خیلی عالی است یا خیلی افتضاح! –این موضوع به راحتی در بازخوردهای مخاطبان پس از سینما قابل تشخیص بود- کار نو و متفاوتی است و جرم اصلی آن هم همین است... متفاوت بودن و خلاف جریان آب شنا کردن! با همه ی این ها، همانطور که قبل تر هم ذکر کردیم «ساعت پنج عصر» شاهکار و بی عیب به ویژه در بخش هایی از فیلمنامه-شخصیت پردازی و تعریف صحیح موقعیت ها و وضعیت نمایشی و...- نیست اما اثری قابل تامل، متفکرانه و دیدنی است و به زعم نگارنده ی این مطلب در کنار «اجاره نشین ها»، «لیلی با من است»، «مکس»، «خوابم میآد» و کمی «ورود آقایان ممنوع» از بهترین نمونه های کمدی در سینمای پس از انقلاب ایران به حساب می آید.

 

منبع: روزنامه دنیای هوادار

463 - احمد شاهوند

...............................................

  اثر مرتبط:

ساعت 5 عصر - At 5 o'clock in the evening        >> مشاهده اطلاعات کامل

Header

::  نقل مطالب و عکس های اختصاصی سی نت بدون ذکر منبع، نام نويسنده و نام عکاس ممنوع است  ::

....................................................................................................................................................................................................

صفحه اول  |   اخبار  |  فیلم ها  |   هنرمندان   |   نقد و یادداشت  |  نويسنده ها   |  ویدئو  |  پرسش و پاسخ   |  درباره ما    تماس با ما  |   جدول فروش   |   تبلیغات

 

.......................................................................................................................................................................

 

..............................................................................................................................

  كليه حقوق اين سايت براي سایت سی نت (cinetmag.com) محفوظ است.

Copyright © 2002 - 2013 Cinetmag.com All rights reserved

............................................................

طراحی و اجرا: استودیو سی نت