Header

صفحه اول - اخبار - فیلم ها - نقد و یادداشت - ویدئو - هنرمندان - جدول فروش - نویسنده ها

پرسش و پاسخ   |  درباره ما   |   تماس با ما   |   تبلیغات  |   پیشخوان نشریات (جدید)

جدول ارزشگذاری نویسندگان بر فیلم های:

دهه نود (از سال 1390 تا کنون)

روی پرده  -  اکران 1397  -    اکران 1396  -   اکران 1395  -   اکران 1394  -  اکران 1393  -  اکران 1392  -  اکران 1391  -  اکران 1390

جشنواره 37 فیلم فجر - جشنواره 36 فیلم فجر - جشنواره 35 فیلم فجر - جشنواره 34 فیلم فجر - جشنواره 33 فیلم فجر - جشنواره 32 فیلم فجرجشنواره 31 فیلم فجر

جستجو (فیلم ها، هنرمندان، نویسنده ها)   

انتخاب رنگ پس زمینه صفحه: 

New Page 1
Cinetmag.com - Advertise

 

جدیدترین مطالب

  نخل‌طلا به "پارازیت" رسید / دست خالی تارانتینو از کن ۲۰۱۹

  کارگردانیِ جاه طلبانه سوار بر فیلمنامه ای ساده انگارانه / نقد و بررسی امیررضا نوری پرتو از فیلم «متری شیش و نیم» / به بهانه رکوردزنی به عنوان پرفروش ترین فیلم غیرکمدی تاریخ سینمای ایران

  «درد و شکوه» آلمودوار صدرنشین جدول ارزشگذاری منتقدان کن 2019 تا پایان روز چهارم

  حذف زواید آثار قبلی برای آزاد کردن هیولا! / یادداشت کاربر سی نت برای سه قسمت نخست «هیولا»ی مهران مدیری

  فاطمه معتمدآریا رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی بازیگران سینما شد

  زندگی مایکل شوماخر روایت می‌شود

  درجه‌بندی سنی هر فیلم روی بلیت سینما درج می شود

  «ماتریکس 4» ساخته می شود

  فیلمنامه نویس «مرد عنکبوتی» درگذشت

  برنده سه اسکار 2019 در فرهنگسرای ارسبان

 

پربیننده ترین  مطالب هفته اخیر

 

سینما شبکه (سی نت)  >> اخبار و مطالب  >> مشاهده متن اخبار

چنگ به مفهوم عمیق جنگ / یادداشت مهدی تیموری برای فیلم «بمب؛ یک عاشقانه»

:: 21 آذر 1397  ::

لیلا حاتمی در نمایی از فیلم «بمب، یک عاشقانه»

 

سینما شبکه (سی نت): «برف روی کاج ها»، نخستین فیلم سینمایی پیمان معادی در مقام کارگردان، تجربه‌ای متفاوت در سینمای ایران بود و به دلیل زاویه نگاه نسبتا جدید و نمایان سازی بعد دیگری از خیانت در سینمای ایران مدتی توقیف هم شد. با این‌حال، «برف روی کاج‌ ها» موفقیت های لازم برای یک فیلم اول و چه بسا بیشتر از آن هم به دست آورد. «بمب، یک عاشقانه» دومین فیلم سینمایی معادی، جز آثاری است که خیلی ها پس از جشنواره سی و ششم انتظار اکران عمومی اش را داشتند و در این مدت به علت محتوای «ضد جنگ» با شایعات بسیاری از قبیل توقیف و تاخیر در اکران هم دست و پنجه نرم کرد. در نهایت «بمب، یک عاشقانه» با استقبال بالایی به اکران درآمد و حالا بسیار روشن تر می‌توان راجع به این فیلم صحبت کرد. دومین فیلم پیمان معادی قطعا فیلم کاملی نیست. نکات مثبتی در نوع خود دارد که آن را از خیلی از فیلم های بی و سر ته جشنواره پیشین در ردیف جلوتری قرار می دهد، اما این نکات برای تبدیل شدن به یک فیلم «خوب» و «تمیز» کافی نیست.

فیلمنامه ای که پیش از ساخت، در آسیا پاسیفیک مورد تقدیر فراوان قرار می گیرد و موسیقی اش را یک موزیسین بین المللی و مطرح می سازد، محکوم به این است که اثر «ویژه ای» باشد. فیلمنامه «بمب» نوشته «پیمان معادی»، از همان فیلمنامه ها بود که پیش از ساخت، خبر جایزه هایش همه جا پیچید. حالا پس از گذشت یک سال از ساخت این فیلمنامه، شاهد یک عاشقانه متفاوت در دل جنگ هستیم. فیلمی که تلاش می کند «ضد جنگ» باشد و مانند خیل عظیم آثاری از این قبیل که ادعای این چنینی دارند، عمل نکند. طبق انتظارات و با توجه به نام فیلم - که البته بسیار رو و خنثی است - فیلمساز ما را با روایت عاشقانه اش در سال های جنگ و بمباران ها رو در رو می کند قصه ای که در سال های ملتهب، حساسیت پذیر و اوج رخدادهای جنگی کشور به ویژه پایتخت رخ می دهد.

واپسین فیلم معادی در مقام کارگردان، روایتگر دو قصه عاشقانه به صورت موازی است که خواسته یا ناخواسته گره خوردگی هایی با یکدیگر دارند. کارگردان، این بار و بر خلاف اثر قبلی اش، مخاطبان را با جغرافیای گسترده تری مواجه می کند. اگرچه در «برف روی کاج ها» بعضا شاهد ضعف های اساسی در میزانسن و کارگردانی بودیم - به عنوان مثال باز بودن درب خانه مهناز افشار به روی همه با توجیه حجاب اجباری این کاراکتر در خانه! - اما خوشبختانه در «بمب، یک عاشقانه» حدالمکان خبری از این موضوعات نیست؛ البته قابل ذکر است که المان های به کار برده شده برای تصویرسازی دهه غریب شصت در فیلم، بعضا بسیار افراطی و غلو شده به نظر می آیند.

«بمب، یک عاشقانه» روایتگر زندگی مشترک سرد و بی روح میترا (لیلا حاتمی) و ایرج (پیمان معادی) است که چیزی به انتها و بن بست آن باقی نمانده است. سکوت حاکم بر زوج اصلی قصه، چنان محکم و پابرجاست که حتی بمباران و اعلام وضعیت قرمز و آژیر خطر و... هم توانایی شکستن آن را ندارد و این دو تنها به رفتن زیر پتوهایشان اکتفا می کنند! ما با کاراکترهایی طرف هستیم که به قول خودشان «چیزی برای از دست دادن ندارند».

و اما نکته اصلی قصه همین جاست. طبقه سوم ساختمان ایرج و میترایی هستند که کاری به هم ندارند و از قضا در زیرزمین همان جا و در شبی از شب ‌های بمباران یکی از همسایه ‌ها خواهر و خواهرزاده اش را که از ترس جنگ به تهران پناه آورده اند به آن مکان می آورد و این آغاز همان عشق نابی است که قسمت دوم نام این فیلم از آن گرفته شده است؛ «یک عاشقانه». ناب و جذاب. سعید و سمانه با ظرافت های موثر و قابل تامل کارگردان، هردو به خوبی توانسته اند از پس اجرای نقش هایشان بر بیایند. تفاوت میان کاراکترها هم در نوع خود جالب است. یک زوجی که از هم سرد شده اند و نابودی و مردن از سر بمباران هم برایشان اهمیتی ندارد. از سوی دیگر دو جوانی که با همان نگاه نخستین عاشق و دلباخته یکدیگر می شوند و به همین دلیل باز هم بمباران و مردن برایشان بی اهمیت است؛ چرا که آن ها می خواهند همدیگر را «ببینند»؛ هرچقدر هم که زمانش کم باشد.

فیلم در سه بخش متفاوت از یکدیگر روایت می شود. نخست: ماجرای رابطه ایرج و میترا و سردی حاصل از این رابطه که احتمالا روز به روز به انتهایش نزدیک تر می شود. دوم: حاشیه های درون مدرسه که اساسا سکانس های مربوط به این قسمت، دچار تغییر اساسی در لحن است و تا حد زیادی به سمت «کمدی سیاه» می رود و گرچه بازی سیامک انصاری متفاوت تر از همیشه از آب درآمده و خوش درخشیده اما قسمت های کلی این سکانس، تافته جدا بافته ای در فیلم شده اند. و در نهایت عاشقانه ای که در پناهگاه میان سعید و سمانه برقرار می شود. مهم ترین ویژگی این سه روایت این است که بایستی از اتصال و یکپارچگی شان، نتیجه گیری منطقی و روایی حاصل شود، اما متاسفانه این امربه دلیل افتادگی ریتم فیلم و لکنت شدید در برخی از سکانس هایش حاصل نمی شود.

سکانس های ایرج و میترا غالبا بدون هیچ دیالوگی بین این دو کاراکتر سر می شود. زندگی این دو کاملا غرق در سکوت است، اما چیزی که این روایت را دل‌نشین و جذاب می‌کند و حوصله بیننده را سر نمی‌برد، عنصر «موسیقی» است. آهنگساز فیلم آخر معادی، «النی کاریندرو» است که برای بعضی از بهترین آثار «تئو آنجلوپلوس» از جمله «دشت گریان» و «ابدیت و یک روز» موسیقی ساخته است.

متاسفانه این فیلم هم به مانند بسیاری دیگر از فیلم های سینمای ایران - حتی فیلم های درخشان! - دچار مشکل اساسی اپیدمی طورش شده است. مشکل در جایی است که فیلمساز به قدری پشت حرف های «اجتماعی» و «پیام های اخلاقی» اش سنگر گرفته و به هر نحوی سعی در انتقال آن داشته که در برخی از مواقع، به کل از شخصیت های خودش عقب مانده است. کاراکترها در فیلم ساخته می شوند، اما ابدا دارای «شناسنامه» نیستند. این موضوع از همان ابتدای فیلم که با یک تیر قصد چندین هدف اساسی را دارد مشخص است. بعید می دانم که فیلمساز ما خودش هم بتواند انتخاب کند که هدف نخست و اصلی اش چه بوده است. دغدغه و بیان «مسائل اجتماعی» و مشکلات موجود در دهه شصت یا نگاهی «عاشقانه» در دل جنگ؟ نگارنده سخت عقیده دارد که صاحب اثر میان این دو گیر کرده است. اما در نظر بگیرید که از ابتدا تا انتها «فقط و فقط» به روی شخصیت های اصلی و فرعی قصه تمرکز بیشتر و پرداخت بهتری به روی آن ها صورت می گرفت. آن وقت چه اتفاقی می افتاد؟ هم حرف های اجتماعی و بیانه طور کارگردان به دل می نشست و هم عاشقانه اش کاملا دیده می شد.

آخرین اثر پیمان معادی فیلم خوبی نیست. بد هم نیست. می توانست بهتر از این ها باشد. عاشقانه است و جنگی. بازی های نسبتا قابل قبولی - به ویژه سیامک انصاری - دارد. به هر جهت، پس از «برف روی کاج ها» و حال با «بمب، یک عاشقانه» سیر فیلمسازی پیمان معادی در آستانه یافتن جایگاه خاص خودش است. سینمایی که به شرط پیشرفت های اساسی تر در حیطه های مختلف، قطعا تاثیرگذاری و نتیجه بهتری خواهد داشت. باقی اش بقایتان...

 

منبع: سی نت

531 - احمد شاهوند

...............................................

  اثر مرتبط:

بمب، یک عاشقانه - Bombs        >> مشاهده اطلاعات کامل

Header

::  نقل مطالب و عکس های اختصاصی سی نت بدون ذکر منبع، نام نويسنده و نام عکاس ممنوع است  ::


صفحه اول  |   اخبار  |  فیلم ها  |   هنرمندان   |   نقد و یادداشت  |  نويسنده ها   |  ویدئو  |  پرسش و پاسخ   |  درباره ما    تماس با ما  |   جدول فروش   |   تبلیغات

 

.......................................................................................................................................................................

 

  كليه حقوق اين سايت براي سایت سی نت (cinetmag.com) محفوظ است.

Copyright © 2002 - 2013 Cinetmag.com All rights reserved


طراحی و اجرا: استودیو سی نت