New Page 1

سی نت | سینما شبکه

پرونده ویژه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

سایت سی نت

صفحه اول - اخبار - فیلم ها - نقد و یادداشت - ویدئو - هنرمندان - جدول فروش - نویسنده ها - جدول ارزشگذاری نویسندگان

پرسش و پاسخ   |  درباره ما   |   تماس با ما   |   تبلیغات  |   پیشخوان نشریات (جدید)

انتخاب رنگ پس زمینه صفحه:  Back-White Back-Orange Back-Green Back-Brown Back-Blue Back-Gray Back-Blue Back-Yellow

جستجوی      در    

جدیدترین مطالب

arrow  خالق «عروس آتش» درگذشت / کرونا خسرو سینایی را از پا درآورد

arrow  بلیت سینماها نیم‌بها شد

arrow  مروری بر حضور سینمای ایران در ادوار جشنواره ونیز:‌ ۱۰۶ فیلم، سهم سینمای ایران در جشنواره ۷۷ ساله

arrow  خسرو سینایی کارگردان سینمای ایران به کرونا مبتلا شد/ تنفس کمکی با دستگاه ونتیلاتور

arrow  جعفر گودرزی: چگونگی برگزاری چهاردهمین جشن انجمن منتقدان سینما مشخص نیست

arrow  سعید خانی مطرح کرد: مزایا و معایب طرح ارشاد برای تسویه‌حساب سینماداران با پخش‌کنندگان

arrow  مجید مجیدی با «خورشید» به ونیز می‌رود/ دو فیلم ایرانی در «افق‌ها»

arrow  »جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم دهه نود سینمای ایران / به انتخاب 55 نویسنده و منتقد

arrow  «نرگس مست» تجربه‌ای‌ که الگو نداشت/حذف ۷ دقیقه از فیلم

arrow  پایان پادشاهی پیمان قاسم‌خانی در سینمای کمدی

 

پربیننده ترین  مطالب هفته اخیر

  مروری بر حضور سینمای ایران در ادوار جشنواره ونیز:‌ ۱۰۶ فیلم، سهم سینمای ایران در جشنواره ۷۷ ساله

  بلیت سینماها نیم‌بها شد

  خسرو سینایی کارگردان سینمای ایران به کرونا مبتلا شد/ تنفس کمکی با دستگاه ونتیلاتور

  جعفر گودرزی: چگونگی برگزاری چهاردهمین جشن انجمن منتقدان سینما مشخص نیست

  مجید مجیدی با «خورشید» به ونیز می‌رود/ دو فیلم ایرانی در «افق‌ها»

  سعید خانی مطرح کرد: مزایا و معایب طرح ارشاد برای تسویه‌حساب سینماداران با پخش‌کنندگان

  خالق «عروس آتش» درگذشت / کرونا خسرو سینایی را از پا درآورد

  New Page 1 New Page 1

فروش فیلم های روی پرده

:: به تومان ::

>> جدول کامل  -  فروش سال 1398

New Page 1 New Page 1

تولیدات جدید

پسرکشی

پسرکشی (محمدهادی کریمی)

بازیگران: ژاله صامتی، آرمان درویش، بهاره کیان افشار، نسیم ادبی، فرخ نعمتی، گلوریا هاردی، صحرا اسداللهی، زینب قادری، لیلا اوتادی، لیلا زارع با معرفی شهناز نصرتی و سهیل قاصدی

شین

شین (میثم کزازی)

بازیگران: جمشید هاشم پور، شهاب حسینی، محمود پاک نیت، غزاله نظر، آتش تقی پور و فاطمه شکری

لباس شخصی

لباس شخصی (امیرعباس ربیعی)

بازیگران: مهدی نصرتی، توماج دانش بهزادی، مجید پتکی، میلاد افواج، عماد درویشی، مهیار شاپوری، احمد لشینی، شهاب بهرامی، روزبه رئوفی، کیوان محمود نژاد، نجلا نظریان و ماه‌منیر بیطاری

ریست (تعارض)

ریست (تعارض) (محمدرضا لطفی)

بازیگران: رضا بهبودی، سودابه بیضایی، محمد صدیقی مهر، پریسا محمدی، حامد رحیمی نصر و رقیه افشین پور

دشمنان

دشمنان (علی درخشنده)

بازیگران: رویا افشار، ندا جبرئیلی، مسعود دلخواه، قربان نجفی، علی بی غم، سینوهه دانشمند، توران یاقوتی و سعید آرمند و...

پدران

پدران (سالم صلواتی)

بازیگران: علیرضا ثانی‌فر، هدایت هاشمی، گلاره عباسی، مهشید ناصری، کیوان پرمر، مهدخت مولایی، نوید لایقی، سارینا ترقی، یوسف یزدانی، مرتضی خانجانی، شیدا مودب، سعید پورشعبانی و سعید باغبان

مردن در آب مطهر

مردن در آب مطهر (نوید محمودی)

بازیگران: علی شادمان، ندا جبرائیلی، متین حیدرنیا ، صدف عسگری، سوگل خلیق، علی‌رضا آرا، امیررضا رنجبران، خیام وقار، پیمان مقدمی، مهتاب جعفری، فرید اسحاقی، فاطمه شکری، محیا رضایی، فاطمه میرزایی و علی‌رضا مهران

قصیده گاو سفید

قصیده گاو سفید (بهتاش صناعی ها)

بازیگران: مریم مقدم، علیرضا ثانی‌فر، آوین پوررئوفی، پوریا رحیمی‌سام و لیلی فرهادپور، فرید قبادی، سوده ازقندی، امیر شریعت، ماهور احمدی، محمد حیدری، زهرا پرهون، ابراهیم گله دارزاده، سمیه برجی، مهدی پیله‌وری، ماندانا معزی پور، سمکو روشنی، ساچلی تاجبخش

سینما شهر قصه

سینما شهر قصه (کیوان علیمحمدی، علی اکبر حیدری)

بازیگران: حامد کمیلی، بابک کریمی، آناهیتا درگاهی، فرخ‌ نعمتی، حمیدرضا پگاه، علی اوجی و با هنرمندی جمشید مشایخی و هدیه تهرانی

سه کام حبس

سه کام حبس (سامان سالور)

بازیگران: محسن تنابنده، پریناز ایزدیار، سمیرا حسن‌پور، متین ستوده، محمود نظرعلیان، یداله شادمانی، محمد اشکان فر، علیرضا مهران

>>  مشاهده لیست کامل تولیدات جدید

سینما شبکه (سی نت)  >> اخبار و مطالب  >> مشاهده متن اخبار

همه چیز دارد و هیچ چیز ندارد / یادداشت محمدحسین سیفی برای فیلم «مطرب»

:: 25 آبان 1398  8:08:45 PM  ::

محسن کیایی، پرویز پرستویی، الناز شاکردوست و مهران احمدی در نمایی از فیلم «مطرب» ساخته مصطفی کیایی

محسن کیایی، پرویز پرستویی، الناز شاکردوست و مهران احمدی در نمایی از فیلم «مطرب» ساخته مصطفی کیایی

 

سینما شبکه (سی نت): روزگاری که چندان هم دور نیست، مصطفی کیایی رگ خواب مخاطب سینمای ایران را مانند موم در دست داشت. کیایی فیلم هایی می ساخت که صدای بخش قابل توجهی از جامعه امروز ایران بود. آن روزها اکثر قریب به اتفاق منتقدین در کنار تمام اشکالاتی که به فیلم های کیایی وارد می کردند اما هرگز ذکر این نکته را از قلم نمی انداختند که «کیایی خوب بلد است قصه بگوید!». بله کیایی یک زمانی که خیلی هم دور نیست، در سینمای ایران در کنار رگه های طنزی که معمولا فیلم هایش دارند، قصه جانداری می گفت که مخاطب ایرانی برایش کف و سوت می زد و از تماشای آن ها روی پرده لذت می برد. اگر فیلم اولش یعنی «بعد از ظهر سگی» که بیشتر یک مشق شب بود را کنار بگذاریم، «ضد گلوله»، «خط ویژه»، «عصر یخبندان» و حتی «بارکد» فیلم هایی بودند که روی مخاطب تاثیر می گذاشتند و از تماشای آن در سالنِ سینما لذت می بردند. حتی فیلمی مانند «خط ویژه» دقایق طولانی در جشنواره از مخاطبش ایستاده تشویق می گرفت. همان موقع ها همه از ظهور فیلمسازی جوان و قصه گو در سینمای ایران خبر می دادند. اما آن مصطفی کیایی را چه شده است؟

«مطرب» جدیدترین ساخته کارگردانی است که روزگاری «خط ویژه» می ساخت و فیلم قبلیش یعنی «چهار راه استانبول» نقطه آغاز مسیری بود که او به سمت «سقوط» طی می کند. احتمالا باید بگوییم که «چهار راه استانبول» مسیر پیشرفت کیایی را به این سمت تغییر داده است. فیلمی که چند ماه پس از حادثه «پلاسکو» کیایی تصمیم به ساختش گرفت و به نوعی می خواست سوار موج زمانه اش بشود و از اتفاق مهم دم دست آن سال فیلم پر فروش بسازد. جاه طلبی ای که از همان زمان هم مشخص بود مانند مردابی است که اگر نتوانی از آن عبور کنی قطعا غرق می شوی و کیایی غرق شد! چهار راه استانبول را با هزینه شخصی ساخت و در گیشه شکست سنگینی به او تحمیل کرد و این شکست تقصیر هیچکس جز خودش نبود؛ چرا که اساسا معلوم بود که قواعد فیلمسازی به این شکل را بلد نیست و نیاز داشت که ابتدا کمی مشق کند تا دستش راه بیفتد. حالا اما «مطرب» از «چهار راه استانبول» هم فیلم بدتری است و کاملا بوی یک سرمایه گذار شکست خورده را می توان در ثانیه به ثانیه فیلم استشمام کرد.

فیلم قصه پیرمردی به نام «ابراهیم خوش لحن» با بازی پرویز پرستویی است که قبل از انقلاب درست وقتی قرار بود که خواننده مشهوری شود به یک باره انقلاب می شود و او را دستگیر می کنند و وقتی هم از زندان بیرون می آید، نمی تواند دوباره خوانندگی را ادامه دهد و روی صحنه برود. اما رویای خوانندگی را تا سال ها همراه خودش می کشد و در گوش پسر و دخترش هم زمزمه می کند تا روزی آن ها موفق شوند. تا این که برحسب اتفاق به واسطه دخترش با بازی «الناز شاکردوست» برای اجرای برنامه هفته فرهنگی در استانبول راهی ترکیه می شوند تا آرزوی دیرینه ابراهیم یعنی اجرای کنسرت را عملی کنند اما در آن جا معلوم می شود دخترش فکر فرار به آمریکا را در سر داشته و با پسرش (با بازی محسن کیایی) و نامزدش در ترکیه درگیر فعل و انفعالاتی می شوند که باعث می شود برنامه ها بر هم بخورد و ابراهیم جور دیگری کنسرت بگذارد.

فیلمنامه نوشته شده به دست کیایی، «همه چیز» دارد و «هیچ چیز» ندارد! پتانسیل «قهرمان» دارد اما ابدا قهرمان ندارد چرا که «ابراهیم» قصه اش از همان دقایق ابتدایی کمیت اش لنگ می زند. از همان ابتدا گفته می شود که «آلبوم» او قرار است به زودی منتشر شود اما در تمام طول فیلم ابراهیمِ قصه دارد آهنگ های این و آن را اجرا می کند. به علاوه این که این قهرمان «منفعل» است و وقتی حتی قرار است عمل قهرمانانه ای هم انجام دهد و با وجود بیماری، کنسرت برگزار کند، به دم دستی ترین شکل ممکن این اتفاق می افتد؛ «ابراهیم تاتلیس» به خواب ابراهیم می آید و او را از تخت بیمارستان بلند می کند و ابراهیم با آمبولانس به سالن اجرای کنسرت می رود! وقتی می گوییم مطرب همه چیز دارد و هیچ چیز ندارد منظور این است که کیایی قصه اش را از ایده های داستانی برای از نفس نیفتادن درام لبریز کرده اما تک تک شان بدون کوچکترین پرداختی فقط در حد «اشاره» باقی می مانند و فیلمساز می خواسته از همه شان استفاده کند، در صورتی که هرکدام شان می توانست به تنهایی یک خط داستانی درست و استخوان دار به فیلم بدهند. ماجرای عشقی پسرِ ابراهیم و آمریکا نرفتنش با ماجرای تلاش دخترِ ابراهیم برای آمریکا رفتن و پیوند دو داستان به دم دستی ترین شکل ممکن با یکدیگر، اشاره به آقازاده بودن مسئول سفارت، آن راننده که عاشق زیبا می شود، نازان و قصه های فرعی اش مثل ماجرای «هاکان» و... که معلوم نیست اصلا وقتی راوی داستان ابراهیم است برای چه دوربین به دفتر هاکان می رود و.... یکی دیگر از ساده ترین نمونه های این مساله است. کیایی ابدا نتوانسته تمام قصه فرعی های مطرب را مانند یک نخ تسبیح به یکدیگر متصل کند و از این رو مخاطب نمی تواند با هیچ کدام از کاراکترها همراهی کند و میان این همه داستان چیزی جز «سرگیجه» عایدش نمی شود. وقتی فیلمنامه از چنین درد بزرگی رنج می برد، اصرار فیلمساز به مطرح کردن مسائل فرهنگی و نقد جامعه اش عملا خنده دار می نمایاند و هیچ کارکردی ندارد. تکه پرانی به تفاوت فرهنگ های ایران و ترکیه، شرایط کنسرت گذاشتن در دو کشور، آقازاده ها و... هیچ کدام به درد قصه نمی خورند و فقط ملات این ملغمه را بیشتر کرده است.

از آن بدتر جایی است که در ابتدای فیلم کاملا این شتاب زدگی داستانی بیشتر است گویی فیلمساز تمام تلاشش را کرده تا هرچه سریع تر بخش های ایران را جمع کند و ادامه فیلم را به ترکیه و استانبول ببرد و دیگر از آن جا هم بازنگردد. یعنی عملا یه مدت بیست دقیقه ای (شاید بیشتر) در ایران وجود دارد که همه چیز فقط سرهم بندی شده تا به عنوان مقدمه به خورد مخاطب داده شود تا هرچه سریع تر به ترکیه برسیم. از این رو این چندپارگی را در اوایل فیلم بیشتر می کند که اساسا «قصه چیست»؟! حال مخاطب خیال می کند که حتما در ترکیه و استانبول خبری است و قرار است فیلم مسیرش را پیدا کند اما ابدا این طور نیست. بخش های ترکیه «مطرب» که تقریبا دو سوم فیلم است، از طرفی بیشتر جنبه «توریستی» دارد بدین معنا که مخاطب چندین بار جاهای دیدنی مختلف استانبول را ببیند بی آن که داستانی پشت این گشت و گذارها باشد و فقط پلان ها گرفته شده اند تا زمان فیلم را پر کنند.

و در نهایت هم تمام گره گشایی ها و اوج و فرودهای فیلم به شیوه «فیلمفارسی»های قبل از انقلاب اتفاق می افتند که آن هم باز «دم دستی» ترین شکل خودشان را برای رسیدن به این نقاط طی می کنند. پسری که از مزاحم عشقش کتک می خورد و عشقش برای او گریه می کند، مردی که آرزوی کنسرت گذاشتن دارد و با آمبولانس خودش را به سالن می رساند و کنسرتش را برگزار می کند، دختری که آرزوی رفتن به آمریکا دارد اما قاچاقچی تو زرد از آب در می آید و.... همگی یادآور الگوی فیلم هایی هستند که همیشه در حال نکوهش شان هستیم اما می بینیم که فیلمسازی مانند «مصطفی کیایی» که روزگاری به خاطر توانایی اش در قصه گویی تحسین می شد، امروز برای سرهم بندی فیلمش از آن ها استفاده می کند و لابد خیال هم می کند که در فیلمش حرف های مهم و لایه های دیگری وجود دارد!

اما خب با تمام این ها شاید کیایی قدرت قصه گویی و روایت اش را از دست داده باشد اما ظاهرا هنوز توانایی اش در گرفتن خنده از مخاطب را حفظ کرده و کمدی را به خوبی سابق می شناسد. فیلم مملو از شوخی های خنده داری است که الکن هم نمی مانند و اکثرشان مخاطب را به وجد می آورد (مانند شوخی با بستن در و پنجره ها و کشیدن پرده ها و...). اما خب وقتی فیلمنامه چنین وضعیتی دارد، اجازه بدهید طنز فیلم را هم بگذاریم کنار همان «همه چیز»ی که در فیلم هیچ چیز نیستند و کلیت اثر را الکن کرده اند.

«مطرب» فیلم بدی است و حکم سقوط کیایی در سینمای جدی ایران را امضا خواهد کرد. چیزی شبیه به اتفاقی که برای «منوچهر هادی» و... افتاد که به خاطر «گیشه» خودشان را در مسیر شیادی و فروختن به هر قیمتی انداخته اند. باید ببینیم استعدادی مانند کیایی در روایتِ قصه های سرراست، چه روزی دوباره خودش را احیاء خواهد کرد.

 

منبع: سینما شبکه (سی نت)

1315 - احمد شاهوند

...............................................

کلاکت  اثر مرتبط:

مطرب - Motreb        >> مشاهده اطلاعات کامل

 

Header

پرونده های ویژه سی نت از دوره های برگزاری جشنواره فیلم فجر

 

::  نقل مطالب و عکس های اختصاصی سینما شبکه (سی نت) بدون ذکر منبع، نام نويسنده و نام عکاس ممنوع است  ::


صفحه اول  |   اخبار  |  فیلم ها  |   هنرمندان   |   نقد و یادداشت  |  نويسنده ها   |  ویدئو  |  پرسش و پاسخ   |  درباره ما    تماس با ما  |   جدول فروش   |   تبلیغات

 

Cinetmag.com Telegram


تقدیر از احمد شاهوند در اولین جشن رسانه های سینمایی  تقدیر شده در چهارمین جشنواره وب به عنوان بهترین سایت فیلم به انتخاب کاربران  تقدیر شده در جشنواره نشریه های اینترنتی

  كليه حقوق اين سايت براي سایت سی نت (cinetmag.com) محفوظ است.

Copyright © 2003 - 2019 Cinetmag.com All rights reserved


طراحی و اجرا: استودیو سی نت